ادريس بن حسام الدين بدليسى
57
قانون شاهنشاهى ( فارسى )
حكم و فيروزمندى ايشان از نشأت علم و علم ، هميشه همدمى و مجاورت ايشان با اهل حكمت و فطانت بوده « 1 » و مشاورت و محاورت با راسخان علم و اهل تمكّن و متانت مىنمودهاند . « 2 » بيت مشورت ادراك و هشيارى دهد 80 * عقلها مر عقل را يارى دهد فرع دوّم ، صفت تذكّر و تحفّظ است و آن عبارت بود از قدرت بر محافظت جواهر ادراكات در گنجينهء سينهء پر سكينه و آماده داشتن صور علميّه در صحيفهء خاطرى در روشنى و صفا « 3 » نظير آيينه ، تا در حين احتياج به استعمال آن ادراكات ، آن « 4 » حالت كمالى حاصل را متذكّر تواند شد و به دست يارى آن مقدّمات دانشورى كه در خزينهء دل محفوظ داشته باشد ، در اكتساب مطلوب « 5 » ديگر به وجه صواب متفكّر تواند گشت و الّا چون هرچه « 6 » در عرصهء ادراك او درآيد ، در معرض نسيان دارد و معلومات خود را كأن لم يكن شيئا مذكورا انگارد . در هرتوجّهى به تحصيل مطلوب علمى يا تدبير امرى بر مقتضاى حكمت عملى ، به كسب مجدّد محتاج گردد و طريقهء استفادهء « 7 » مطالب بر او دشوار نمايد . چون سلاطين مظاهر حقّاند ، در احاطه و شمول علمى هم بر حالات ملك و دين صاحب تيقّظ و انتباه بايد بود و هميشه با جمعيّت خواطر و دلآگاه ، خود را به رعيّت و سپاه بايد نمود تا مردم از انديشهء هشيارى و دوام حفاظ او جرأت بر خلاف قوانين او نتواند نمود « 8 » و همواره از هراس و بيم دانشورى او آيين مخالفت و شقاق « 9 » نتواند سپرد . بيت « 10 » و فى الحقّ إن تستيقظوا تغنموا * و إن تغفلوا فالحقّ ليس بغافل
--> ( 1 ) . م : مىنمود . ( 2 ) . م : - بوده و مشاورت و . . . مىنمودهاند ، + مىنمود و مشاورت و مجاورت ايشان با راسخان در علم و متانت مىبوده . ( 3 ) . م : - و صفا . ( 4 ) . م : - آن . ( 5 ) . م : مطلوبى . ( 6 ) . م : آنچه . ( 7 ) . م : استنتاج . ( 8 ) . م : كرد . ( 9 ) . م : - و شقاق . ( 10 ) . م : نظم .